نوابغ و نیاز به آزادی و شادی

وقتی می خواهی نابغه باشی قبل از هر چیز باید انسانی آزاد باشی یعنی به عنوان یک موجود زنده دست به انتخاب بزنی و

مسئولیت انتخاب خود را بپذیری نوابغ بیش از مردم عادی از استبداد و عدم وجود آژادی رنج می برند زیرا احساس آژادی در

آنها سبب حس شادی واقعی درونی شان می شود .

در این باره اپیکور در نامه به منوسئوس می‌نویسد : کسی که این آزادی را نداشته باشد که امیال خود را تحت نظارت در آورده و

با شناخت عقلانی خود از جهان و وضع موجود دست به انتخاب بزند نه شاد و خوشبخت است و نه می‌تواند شاد و خوشبخت

باشد. شادی وضعیتی است که ما فارغ از عوامل بیرونی به خود واقعی‌مان تحقق ببخشیم؛ از این رو، پایه و اساس شادی آزادی

است، دست کم در ذهن و روح خود.

البته شادی در اینجا تنها به لذات ناپایدار یا خوشی‌های زودگذر نیست بلکه منظور وضعیت  و  حالت خشنودی کامل و پایدار حاکم است

این حالت همان رضایت از وضع موجود است: حسرت و افسوس گذشته‌ها را نخوردن و بی‌نیازی از به دست آوردن آنچه نداریم شرط رسیدن

به چنین حالتی از خوشبختی است. پس شادی به داشته‌های مادی ما مربوط نمی‌شود، چیزهایی که ناپایدار و وابسته به اتفاقات زندگیاند،

بلکه به طرز فکر ما و توان ما برای پذیرش وضع زندگی‌مان مربوط می‌شود.

آیا شادی در دل آزادی است ؟

آیا نوابغ انسانهایی شاد ند ؟

 

بیایید درباره‌ی امکان آشتی آزادی و شادی بیشتر تأمل کنیم

در باره Admin

بررسی کنید بیشتر

نابغه ها دروس را مفهومی مطالعه می کنند

تا به حال فکر کرده اید به شیوه یک نابغه دروس خود را مطالعه کنید …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *